اشکای یخیمو پاک کندرای قلبتو وا کنصدای قلبمو بشنومن چه کردم با دل توکاشکی تو لحظه ي آخرعشقو تو نگام میخوندیقلب تو صدامو نشنید رفتی با غریبه موندیاگه یک روز بگم از این حکایتکه به تو کردم عادتدلم پیش دلت مونده تو زندون رفاقتاگه یک شب برسم به حقایقمیشم خدای عاشقمیگم رازمو به ستاره ي دریای مغرب by text reza haidari
۱۳۸۷ شهریور ۲, شنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر